معرفی یونان

در قرن هیجدهم، قدرتهای مختلف اروپایی، به ویژه روسیه، می‏کوشیدند تا در اختلاف خود با ترکان، که از اوایل قرن پانزدهم بر یونان حاکم بودند، از یونانیان استفاده کنند. وقوع انقلاب بر ضد حکومت ترک در 1821 حمایت سراسر اروپا را به خود جلب کرد. رهبران دولت یونان در 1830 نهادهای قانونی دایر کردند، ولی سلطنت پرنسی باواریایی که در 1832 به تخت نشسته بود، با انقلابی در 1862 پایان یافت. یونان تحت سلطنت پرنسی دانمارکی -‏ که در 1863 ژرژ اول لقب یافت -‏ و با زوال قدرت ترکها در 1863، 1881 و 1913 سرزمینهای دیگری به دست آورد. قرن بیستم شاهد بی‏ثباتی بسیار در این کشور بوده است. الئو تریوس ونیزلوس ( 1864 تا 1936 ) از 1910 تا 1935، دوره‏ای از رقابت بین جمهوریخواهان و سلطنت‏طلبان، سیاست یونان را تحت تسلط خود داشت. اقدام رقیب او، کونستانتین اول، در تسخیر آناتولی از ترکیه ( 1921 و 1922 ) با شکست نظامی و تشکیل جمهوری در 1924 پایان یافت. در 1935، نظام سلطنتی دوباره برقرار شد، ولی این پادشاهی به رهبری نظامیِ ژنرال یوانیس متاکساس ( 1871 تا 1941 ) وابسته بود. این شخص با ادعای خطر کمونیسم برای توجیه، عملاً دیکتاتور حکومت بود. اختلاف‏نظر عمیقی در ملت وجود داشت. تهاجم آلمان در 1941 با گروه‏های مقاومت رقیب کمونیست و سلطنت طلب مواجه شد، و سپس جنگ داخلی که بین این گروه‏ها درگرفت از 1945 تا 1949 ادامه یافت. در 1949 با کمک بریتانیا و امریکا، سلطنت‏طلبان پیروز شدند. تداوم بی‏ثباتی در دهة 1960 منجر به کودتای نظامی در 1967 گشت. کونستانتین دوم، که در ابتدا با کودتا مخالفت نکرده بود، در تقاضا برای برکناری هیأت نظامی حاکمه ناموفق ماند و تبعید شد. دیکتاتوری سرهنگها هنگامی که تشویقشان برای کودتای یونانیهای قبرسی، یونان را به آستانة جنگ با ترکیه کشاند در 1974 خاتمه یافت. دولت غیرنظامی بار دیگر سرکار آمد. و در 1975 قانون اساسی جدید جمهوری تصویب شد. یونان، به ویژه از طریق عضویت در جامعة اروپا ( 1981 )، از آن زمان روابط نزدیک‏تری با اروپای غربی برقرار ساخته است. در 1992 مخالفت یونان مانع به رسمیت شناخته‏شدن مقدونیه، یکی از جمهوریهای یوگسلاوی سابق، از سوی جامعة اروپا گردید.

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  1. 1
  2. 2
  3. 3