معرفی اسپانیا

اسپانیا طی نیمه اول قرن نوزدهم شاهد یک سری مباره میان عناصر لیبرال و سلطنت طلب و آمادگی جمهوریخواهان تندرو از چپ و افسران ارتش از راست برای مداخله بود. در جنگهای کارلیست (1833 تا 1839، 1849 و 1872 تا 1876) طرفداران ملکه ایزابلا دوم (1830 تا 1904) – دختر فردیناند هفتم – به مقابله با ادعاهای عمومی وی دون کارلوس و بازماندگانش پرداختند. ایزابلا در انقلاب 1868 سرنگون شد، به دنبال این انقلاب دوره کوتاه مدتی از پادشاهی لیبرال تحت سلطنت یک پرنس ایتالیایی (1870 تا 1873) و تجربه‌ای کوتاه از نظام جمهوری در 1873 و 1874 روی داد. در دهه‌های پایانی قرن نوزدهم ، با خشونت آنارشیستی، بحران آشوبهای کاگری، فشار برای استقلال محلی، و ضدیت روزافزون با روحانیان وضعیت سیاسی به طور فزاینده‌ای بی ثبات گردید. در نتیجه جنگ اسپانیا و امریکا در 1898 آخرین مستعمرات با اهمیت – کوبا، فیلیپین، گوام و پوئروتوریکو – از دست رفت. پایان امپراتوری اسپانیا جراحت سختی به غرور اسپانیاییها وارد کرد و منجر به تردید در این مورد گردید که آیا سلطنت مشروطه آلفونسو سیزدهم (1886 تا 1941) توانایی ارائه رهبری پویایی را که گمان می‌رفت اسپانیا به آن نیازمند است دارد.

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5