فرانسه کشور عشق و آزادی

عمر امپراطوری دوم (1852 تا 1870) با شکست فرانسه به زمام داری ناپلئون سوم (برادرزاده‌ی ناپلئون اول) در جنگ 1870 و 1871 با پروس به پایان رسید . پس از این شکست ، جمهوری سوم برقرار گشت وبلافاصله با کمون پاریس ، که برپایی کمون خودگردانی به دست سوسیالیستها و جمهوری خواهان رادیکال در پایتخت بود ، روبرو گشت . در مه 1871 ، این کمون با خونریزی سرکوب شد و 20.000 نفر از اعضای آن کشته یا اعدام شدند . ادامه‌ی بحث بر سر نقش دین در دولت – به ویژه مسئله آموزش دینی یا غیر دینی – تا 1905 که سرانجام دین و دولت از هم جدا شد پایان نیافت . در قرن نوزدهم وسعت امپراتوری استعماری فرانسه ، به ویژه در افریقا ، شمال شرق آسیا و اقیانوس آرام به بیشترین حد خود رسید . جمهوری سوم نیز شاهد ادامه‌ی کشمکش بر سرِ مرزهای خود فرانسه بود . آلزاس لورن در 1870 از دست رفت ولی در 1918 در پایان جنگ جهانی اول (1914 تا 1918) بار دیگر به دست آورده شد ، و در طی جنگ خندقی در شمال فرانسه تلفات بی شماری به بار آورد . ژرژ کلمانسو (1841 تا 1929) – که در طی جنگ در مقام نخست وزیری ، فرانسه را رهبری کرده بود – در 1919 وقتی که رأی دهندگان فرانسوی احساس کردند شرایط سخت صلح برای آلمان بسیار سبک است ، قدرت را از دست داد . در بین سالهای 1919 تا 1939 مشخصه‌ی دولتهای فرانسه بی ثباتی و تغییر مکرر آن بود . در 1936 لئون بلوم (1872 تا 1950) با رهبری ائتلاف (سوسیالیست – کمونیست –رادیکال) «جبهه‌ی مردم» به قدرت رسید و اصلاحات مهم اجتماعی بسیاری را به مورد اجرا گذاشت . در جنگ جهانی دوم (1939 تا 1945) ، آلمان به سرعت فرانسویان را در 1940 شکست داد و در 1942 کشور را کاملاً اشغال کرد . مارشال فیلیپ پتن (1865 تا 1951) رژیمی همدست با آلمانی ها را مستقر در شهر ویشی اداره کرد ، در حالی که ژنرال شارل دوگل (1890 تا 1970) از 1940 « نیروهای فرانسه‌ی آزاد» در تبعید را رهبری کرد . در 1944 فرانسه به دنبال پیاده شدن نیروهای متفقین در سواحل نرماندی آزاد گشت . پس از جنگ ، جمهوری چهارم ( 1946 تا 1958) گرفتار بی ثباتی و بحران سوئز (1956) بود – این بحران هنگامی روی داد که فرانسه و بریتانیا قصد جلوگیری از ملی کردن کانال سوئز توسط مصریها را داشتند – پایان دوران استعماری شاهد شورشهای ملی گرایانه در بعضی از مستعمرات بود ، به ویژه در ویتنام – جایی که کمونیستها نیروهای استعماری فرانسه را در دین بین فو در سال 1954 شکست دادند – و الجزایر . اغتشاشات الجزایر – از جمله شورش فرانسویان مقیم و مبارزه‌ی سازمان تروریستی آنها موسوم به سازمان ارتش سری – منجر به پایان جمهوری چهارم و به قدرت رسید ژنرال دوگل در 1959 شد . دو گل در مقام اولین رئیس جمهور جمهوری پنجم ، در 1962 استقلال الجزایر را واگذار کرد . در همان حال که امپراتوری استعماری فرانسه در حال فروریزی بود ، مقام این کشور در اروپای غربی ، به ویژه با مشارکت فعالانه در جامعه‌ی اروپا ، در حال تقویت بود . در عین حال ، دوگل با توسعه‌ی توان هسته ای فرانسه و خارج ساختن نیروهای فرانسوی از ساختار فرماندهی واحد پیمان آتلانتیک شمالی ، سعی کرد تا سیاست خارجیی مستقل از ایالات متحد را دنبال کند . دوگل هر چند ثبات سیاسی و اقتصادی را مجدداً به فرانسه بازگرداند ، اما نارضایتی داخلی – از جمله شورش دانشجویان در مه 1968 – استعفای وی را در 1969 در پی داشت . سیاستهای دو گل به طور کلی به دست جانشین وی ژرژ پُمپیدو (رئیس جمهور از 1969 تا 1974 ) و والری ژیسکاردستن (رئیس جمهور از 1974 تا 1981) دنبال می شد . تحت حکومت فرانسوا میتران (متولد 1916) که در 1981 انتخاب گشت ، مدرنیزه کردن فرانسه با سرعت ادامه یافت . هر چند در انتخابات سراسری 1993 سوسیالیستها شکست سختی خوردند.

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5